تبليغاتX
سير و سفر - ايرانگردي و جهانگردي

سير و سفر - ايرانگردي و جهانگردي

ایرانگردی و جهانگردی را با هم تجربه کنیم

تحصيل در مالزي 1

سیستم تحصیلی مالزی

سیستم تحصیلی مالزی شامل 5 مرحله پیش دبستانی، ابتدائی، متوسطه، دانشگاهی و بعد از لیسانس است که تنها تحصیلات ابتدائی در آن اجباری می باشد.

- پیش دبستانی: دولت جز آموزشهای اجباری برای معلمان این مقطع برای آشنائی با چگونگی  عمل در آموزش، سرفصلهای مشخصی برای آن پیش بینی نکرده است و عموماً دروس مربوطه، روانشناسی کودکان و آموزشهای پایه و سایر مباحث مرتبط با نگهداری و تربیت کودکان را شامل می شود.

- ابتدائی: این مقطع شامل 6 سال تحصیلی است که 3 سال اول بعنوان سطح 1 و 3 سال دوم بعنوان سطح 2 شناخته می شوند و از سن 6 سالگی تا 12 سالگی ادامه می یابد.

- متوسطه: مقطع متوسطه نیز شامل 5 سال تحصیلی است و از فرم 1 تا فرم 5 نامگذاری میشود. دانش آموزان برای فارغ التحصیل شدن از این مقطع باید امتحان SPM را با موفقیت پشت سر بگذارند. پس از این آزمون، دانش آموز مختار است در فرم 6 که شامل 2 سال تحصیلی است و یا دوره پیش دانشگاهی شرکت نماید.

- دانشگاهی: برای ورود به دانشگاه در مالزی، داوطلبان باید آزمون STPM مربوط به فرم 6 و یا دوره پیش دانشگاهی را پشت سر بگذارند. دانشگاهها به دو صورت دولتی و خصوصی اداره می شوند.

- بعد از لیسانس: امکان تحصیل در این مقطع توسط کلیه دانشگاههای دولتی و اکثر دانشگاههای خصوصی در سطح فوق لیسانس بصورت واحدهای درسی، تحقیق و یا ترکیبی از این دو و نیز در سطح دکترا بصورت درس و تحقیق ارائه می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/01ساعت 15:7  توسط حمید  | 

خاطرات تايلند قسمت پنجم و آخر

يادم نيست چطور با مرتضي آشنا شدم. اما به هر حال، تنهايي در سفر خيلي سخته، بهتره حتماً يه رفيقي براي خودتون دست و پا كنيد. اگر قبل از رفتن باشه بهتره.

بعد از اينكه با مرتضي آشنا شدندي، با هم به پوكت رفتيم. هواپيمايي كه از پاتايا براي پوكت سوار شديم ملخك داشت، شانس كج ما هم، كنار ملخك نشسته بوديم. اگه ول مي­شد اولين كسي كه نصف مي­شدندي ما بودي.

داخل هواپيما، خانم مهماندار عزيز (V) غذا آورد و ما هم يه ساندويچ زديم، فكر كنم مك دونالد بود. خيلي با حال بود. بعد از يك ساعت و خورده­اي دلهره، و اينكه الآن كوسه­ها تو آب منتظرند و قاشق و چنگال رو بهم مي­زنن و مي­گن: بيفت، بيفت، خودمون رو در پوكت پرت كرديم پايين.

يه آقا پسر گلي بنام «ژوبين» (به ياد چوبين و برونكاي خودمون) با همراهان اومدن دنبالمون. اينجا يه حادثه اتفاق افتاد كه تجربه خوبي براي شماست. مرتضي حدود 800 دلار رو تو دسته­ي چمدونش جاسازي كرده بود كه خدمه هتل دست بدان پيدا نكردندي. و اين اشتباه بود. بعد از رسيدن به پوكت يادش افتاد كه پولها را قبل از سوار شدن از دسته ساك برنداشته، به هر حال، پول نبود و 800 دلار پَر.

البته مرتضي مثل من نيست. درآمدش خوبه، و خيلي بهش زور نيومد. من كه بودم سكته رو مي­زدم. البته آدم خسيسي نيستم و براي رفيق و ... خرج مي­كنم توپ.

سوار يه اتوبوس شديم و فاصله زياد فرودگاه تا هتل و شهر را پيمانديم. تقريباً جاده­اي شبيه جاده هراز خودمون بود. هتل مرتضي با هتل من فرق مي­كرد. پس از هم جدا افتاديم.

بعد از چند روز حضور در پوكت با فوكت، با مرتضي بيرون رفتيم. (البته قبلش من براي بازديد و پرسه همش بيرون بودم اما خيلي قابل گفتن نيست.) مرتضي تعريف كرد كه با يه دختري آشنا شد و با اون به خونش رفت و ... (V) و الآن هم شمارشو داره. به من گفت: تو هم بيا بزن. (بقيه­اش فعلاً كات). گير داده بود كه بريم ديسكو. رفتيم. چه بكوب بكوبي بود. لا مسب همه هم در حال قر دادن. اما جاي امثال من نبود. برا همين خيلي زود زدم بيرون. حال اينجور به اصطلاح با كلاس بازي­ها (به قول ژيگول ميگولاي تهران) رو نداشتم. اما به هر حال بايد دونست كه راه چيز (!!!) هم هست. ما هم از راهش وارد شده و بالأخره ....

در پوكت چيزاي ديدني زياد هست. انواع و اقسام شوها و جزيره رفتن­ها و ...، ما يه بار رافتينگ توي جنگل رو رفتيم كه خيلي حال داد. حتماً امتحان كنيد. يكي هم گشت دور جزاير بود كه شنا هم كرديم و عكس گرفتيم. خيلي توپ بود.

القصه اينكه رفتن به تايلند، خوبي­هايي داره و بدي­هايي. اميدوارم هميشه خوبي­هاش فقط براي شما باشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/03/23ساعت 10:56  توسط حمید  | 

سفرنامه تایلند قسمت چهارم

اما پس از مدت بسيار زيادندي آمد كردم.

ادامه خاطرات:

بعد از اينكه به پاتايا رساندن شديم به هتل رفتن كرديم. هتل ما «بارون بيچ» نام داشتندي. يه توصيه مهم براي جوونا:

اگه مي­خوايد تو پاتايا خيلي پول سبك نشيد براي مهمان آوردن؛ از تو ايران وقتي مي­خوايد هتل انتخاب كنيد هتلي رو انتخاب كنيد كه مهمان آوردن رو رايگان بدونن، و إلا بايد براي هر مهموني كلي سبك بشيد و به هتل پس از تخليه كلي پول پرداخت بكردندي.

اما در مورد پاتايا:

پاتايا هيچي نداره. البته از ديد من.

تنها چيزي كه اينقده توريستها را به خودش جلب كرده دختراي اونجاست. خيلي هم مالي نيستند كه فكر كنيد اونجا بهشت موعود زمينه و ميشه تو اونجا مورد پيدا كردندي، البته مورد هستندي اما به درد نخوردندي و مالي نبودندي، شما بهتره همينجا يه زن خوب و همفكر و همراه و دوست بپيداييد. البته نه دوست دختر، واقعاً دوست دختر قابل اعتماد نيست.

برگرديم پاتايا.

تو پاتايا اولين كاري كه كرديم به رستوران ايراني ها رفته و غذايي رو به بدن زديم. خيلي احترام مي كردن و من شك كرده بودم كه چه خبره، تو تهرون از اين خبرا نيست اگرچه تو شهراي ديگمون هست، بله پس از خوردن غذا و موقع حساب كردن ديدم آقا پول احترام كردن رو هم ميگيره. يه غذاي كباب حدود 15 هزارتومن برام آب خورد. نامرد.

البته تو همه جا همين جوره، قيمت به نسبت ايران خيلي بالاست. در سفرم به تركيه شايد بيشتر در اين مورد صحبت براندم.

بعد از غذا يه دوري تو شهر زديم. شب كه شد خيابون walking street بار شده بود. رفتم يه دور بزنم ببينم چه خبره كه تو دنيا مشهور شده.

چشتون روز بد نبينه. الآن كه دارم مينويسم لبام تا بناگوش بازه. دخترا همين جور الكي خيابانو متر مي كردن تا يكي بياد و قيمت را باهاشون تموم كنه (ما ميگيم مهريه).

هر از چند گاهي هم بعضي هاشون مي افتادن دنبالم، منم فقط مي خواستم زمين دهن بازكنه و منو بخوره، آخه من و كجا و دختربازي كجا، أونم نه دختربازي بلكه چيز!!!!

بعضي موقع هم دوجنسه را مي بينيد كه مي افتن دنبالتون. از بعضي ها شنيدم كه اگه گيرشون بيفتيد دمار از روزگارتون در ميارن. خلاصه يادتون باشه دهاتي بازي در نياريد. هميشه كاراتون تميز انجام دهيد. (اين يه جمله كلي معنا دارد. خوب فكر كنيد).

خلاصه كل اين خيابون رفتم تا آخر و برگشتم. پيرمردهاي انگليسي و آلماني و ... را مي ديدي كه يه دختر 40 ساله سياه و قد كوتاه را برداشته و براي انجام امر شريف (احتمالاً خواندن دعا) مي رفتن. من تو ذهنم سؤال بود كه اينا كه به قول خودشون با تمدنن و تو كشورشون لختي اشكالي نداره چرا از ماها اينقدر بي سليقه ترن. تا اينكه يكي از رفقام كه بعداً اينو بهش گفتم گفت: بابا، اينا دنبال افراد حرفه اي هستند نه تازه كارها. (اينم از آن جملات داراي كلي معناست).

تو همين وقتا بود كه دوستي بنام مرتضي رو پيدا كردم. خيلي بچه باحاليه. هنوزم با هم ارتباط داريم و آنقدر با هم رفيق شديم كه بعد از تايلند با هم به تركيه رفتيم.

اين مرتضي يه مرد تقريباً 45 ساله است. وقتي ازش بعضي چيزا پرسيدم ديدم كه بابا يا الله بفرما. آقا روز اول ورود به تركيه 4 خانم دوشيزه را به سر منزل مقصود رسانده و خودش به عرش رفته و آمده است. واقعاً خيلي سخته.

اون هم شراب ميخورد هم ويسكي هم چايي. اما من فقط چايي. اهل دروغ گفتن نيستم، اصلاً خوشم نمياد شراب و ... بخورم، سعي ميكنم كمتر براي خودم گناه _fault­­_ بخرم. شما هم بدونيد براي دختر بازي راه درستي هم هست.

كسايي كه مي خوان طوري عطش دخترخواهي خودشونو فرو بنشونن كه هم خودشون راحت باشن هم بدونن خدا هم راضيه، چارش يه خط خواندن صيغه ست. نگيد چرا يه خط موجب رضايت خداست؟ چون علاوه بر احترام به مقام خدايي خدا، و تن دادن به برنامه او (= دين) و كسب رضايتش خودمون هم از ناراحتي وجدان و ... در امانيم.

خوب كجا بوديم؟

از اين به بعد داستان مرتضي وارد مي­شود!!!!

روزهاي بعد با مرتضي به گشت و گذار رفتيم. رفتيم به يه جزيره كه الان اسمشو يادم نيست. خيلي قشنگ نبود اما دور جزيره را به يه موتور كه كرايه كرده بوديم گشتم. شما هم حتماً اين كار رو بكنيد.

بقيه داستان در خاطرات تايلند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/26ساعت 22:54  توسط حمید 

برخی تورهای داخلی آژانس پرواز ابریشم

9 تا 12 فروردین 90

 

مدت و مسیر تور :

 

هوایی خوزستان 4روزه زیگورات. شوش. شوشتر     هتل 5* پارس

 

هوایی چابهار 4 روزه سواحل زیبا .تالاب . تیس. گل فشان    هتل 4* لیپار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/08ساعت 15:41  توسط حمید  | 

تورهاي نوروز 90 آژانس پرواز ابريشم

تورهاي نوروز 90 آژانس پرواز ابريشم

نرخ ویزه جهت ثبت نام تا اخر دیماه 89

تور 6شب آنتالیا

خدمات:پرواز رفت و برگشت  ،اقامت با صبحانه ،ناهار ، شام، ترانسفر فرودگاهی ، یک روز گشت شهری با ناهار

تاریخ حرکت :همه روزه

 

 

مبالغ تور :

Cender  4*                699000  تومان

رزرو تور در هتلهای بهتر نیز امکان پذیر میباشد.

قيمت :  699000

نرخ ویزه جهت ثبت نام تا اخر دیماه 89

تور 6شب استانبول

خدمات:پرواز رفت و برگشت   ، اقامت در هتل با صبحانه، ترانسفر فرودگاهی ، یک روز گشت شهری با ناهار

تاریخ حرکت :همه روزه

مبالغ تور :

Babil *3                            749000

Birbey 3*                          769000

Golden hill 4*                   799000

رزرو تور در هتلهای بهتر نیز امکان پذیر میباشد .

 

قيمت :  749000

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/08ساعت 15:36  توسط حمید  | 

سفرنامه تایلند قسمت سوم

قسمت سوم

بعد از اینکه دلارها را چنج کردم به هتل برگشته و به این فکر کردم که حالا کجا برم. البته لیدرها گفته بودند که برای دیدن معابد بعدازظهر خاوهند آمد و بدانجا رفتن خواهیم کرد.

یه دوری دور و ور هتل زدم تا ببینم کجام؟ بعدش با اولین نفر آشنا شدم. یه راننده که توک توک داشت. توک توک همان موتورهای سه چرخ ما بود که یه کمی بهش رسیده بودند و باهاش مسافر این ور و اونور مینداختند. شکلش قشنگ بود و از باب اینکه توریستی حتما سوارش میشدی. چون هم با حال بود هم قیمتش کمتر از تاکسی بود. تاکسی­های اونجا اکثراً تویوتا کرولا بود و جای راننده و مسافر جابجا بود. نمیدونید چقدر خنده­دار بود وقتی میخوای سوار بشی و بری طرف راست ماشین و بعدش راننده فریاد زنندی که هوی!!! این وره. آخره خجالته. حالا بیا بهش توضیح بده که هوی خودتی، چون تو کشور ما و خیلی کشورای دیگه اینوریه.

یه چیزی که توی اونجا توجهم رو جلب کرد این بود که اصلاٌ هیچ اطلاع خاصی از وضع دنیا نداشتند. حتی بعضی هاشون اصلا نمی دانستند ایران هست. مثلا وقتی میگفتی از ایران اومدی فکر میکردند ایران یه جایی مثل اوگاندا یا ماداگاسکاره که هیچکی نمیشناسه. اونهایی که ایران رو میشناختند به ایران میگفتند «ایلان» یعنی «ر» رو نمیتونستند گفتن کنند.

به هر حال علاوه بر اینکه ماشینهاشون اونجوری بود خیابانهاشون هم اونطوری بود. یعنی بر عکس ما می رفتند و میومدند. اصلا از این لحاظ هیچ چیزیشون مثل آدم نبود. و این وقتی میخوای از این طرف خیابون بری اونطرف دردسر ایجاد کردندی.

بعد از ظهر به همراه گروه که قرار بود به معابد بریم رفتیم. اولین جایی که رفتیم «معبد بودای لمیده» بود.

معبد بودای لمیده یه جای خیلی بزرگه که یه مجسمه بودای خوابیده توی اونه و رنگش هم طلایی و خیلی هم بزرگ. اولین چیزی که قبل از خود مجسمه به چشم میاد زیادی افرادی است که اونجا هستند. خیلی هاشون اروپایی­اند و وضعشون هم چیزهJJJJ

کنار اینطور معابد و کلاً کنار خیابونها دست­فروشا را می بینین که انواع و اقسام چیزها (به قول آقای چیز) رو می فروشند. آب پرتقالش خیلی باحاله، یادتون نره یه بار امتحان کنین. آب نارگیل و کیف و آب معدنی و... چیزهاییه که همه جه میتونین پیدا کنین.

غذا در تایلند

اگه دنبال سوسک و قورباغه و شپش و کرم و ملخ و... هستید شبها میتونید در کنار خیابونها به وفور پیدا کنید و ببینید که مردم اونجا با چه حالی اونا رو می خورن، یه جوری که آدم دلش آب میفته. یه بار که سوار اتوبوس شدم یکی از این جووناشون رو دیدم که یه چیزی مثل لواشک میخورد. خیلی با آب و تاب، برا همین کنجکاو شدم ببینم چیه؟ فکر میکنید چی بود؟ قورباغه که ورقه ورقه شده بود.

یه بار کنار یکی از چارچرخا وایستادم و داشتم از خریدن سوسک و از این جور زهره مارها فیلم می گرفتم. وقتی یکی داشت می خرید منو دید که با حالتی چندش آور دارم ازش و از سوسکها به عنوان یادگاری! فیلم میگیرم یه نگاه موزیانه ای کرد و من از این نگاه این جمله رو برداشت کردم: «اینو ببین، بدبخت لذت اینا رو نمی فهمه، همون گوجه و خیار به شکم تو خوبه».

یکی از نکات خیلی خیلی مهم در سفر به تایلند همین غذاست. مقدمتا بگم که تایلندی ها مثل وعده غذایی ندارن و هر وقت گشنه بشن میرن یه چیزی می لمبانن، برای همین همیشه بساط خورد و خوراک همه جا پهنه. اما باید حتما برای غذاتوت فکری بکنید. خیلی ها عین خیالشون نیست و دوست دارن غذاهای جدیدو امتحان کنن، مثل بعضی از بچه هایی که با ما بودن و رفتن خرچنگ زدن تو رگ. اما من نمی تونستم هیچ غذایی از اونا رو بخورم.

صبح ها که برای صبحونه به رستوران هتل می رفتم با انواع و اقسام غذاها، میوه ها، شربتها، نوشیدنیها از قبیل چای، قهوه، نسکافه، شیر و... مواجه میشدم. شاید بتونم بگم 30 یا 40 نوع غذا، این تعداد توی پوکت دو برابر بود. اما خاک بر این شانس که هیچ کدوم رو نمیتونستم بخورم. فقط تخم مرغ، شربت پرتغال و بعضی میوه ها.

برای همین و طبق پیش بینی قبلی یه مقدار غذای کنسروی مثل مائده و ... از ایران برده بود. اما ای دل غافل که اینا به کجا میرسن. 10 روز با سه چهارتا غذا. برای تهیه بیسکوییت، نون، کنسرو و نوشابه و آّب و... به سوپرمارکتهایی با نام 7Eleven

میرفتم. این فروشگاهها تمام موادشون بین المللیه. یعنی همه میتونن استفاده کنن. غذاهای اسلامی هم داشتن. آرم مربوط به غذاهای حلال رو اونها هست.

توی بانکوک چندتا رستوران ایرانی هستش که خیلی ایرانیها رو تحویل میگیرن. غذای ایرانی هم اونجا در میون این هم غذای اونا خیلی می چسبه. اما بعد از میل کردن غذا به صورت خیلی با کلاس و سوسول مامانی وقتی میخوای حساب کنی ناقابل باید مثلا برای یه چلوکباب که اینجا نهایتا 3000 تومنه حدود 12 یا 13 هزارتومن پیاده شی. خوب البته این برای امثال من سخته، اما اونایی که خرپولن حتماً این فیض عظمی را از دست ندن. من دو بار مجبورا به این رستورانا رفتم. کارگراشون تایلندی هستن اما مدیرش ایرانیه.

مک دونالد و برگر کینگ و ... همه تو بانکوک و در چند نقطه شعبه دارن. من تا به حال و بعد از این همه سفر مک دونالد و برگر کینگ نخورده بودم که توفیق آن در این سفر مرا یار شد و آن را لمباندم. خیلی با حال بود. مخصوصاً برگر کینگ. یادتون باشه حتما یه بار اِمت بزنید.

و اما در مورد نوشیدنیها، میدونم خیلی از شما منتظر این قسمت هستید و این رو هم میدنم خیلیها هم منتظر اون قسمت چیز هستند. پس فعلا منتظر باشید چون در مورد اون هم حرف میزنم و یه مقدار راهنمایی تون میکنم.

توی اکثر هتلها وقتی وراد هتل که میشید در اندرون یخچال پیاله ای آب و نوشابه و انواع و اقسام شراب، ویسکی و... خودشان را به شما مینمایانند.

من که تا به حال نخوردمو نمیخوام بخورم. اما اونایی که میخوردن می گفتن بهترین نوعش اپسولیته. بعضیهاشون هم زیاده روی میکردن. مثلا وقتی داشتیم با اتوبوس از بانکوک به پاتایا میرفتیم توی اتوبوس یه ترونه بزن بکوب گذاشته بود و سه چهارتا از بر و بچ وسط اتوبوس مشغول به امر شریف قِردادن.

بعد از قِردادن هم فکر کنم سه چهار شیشه ای ویسکی خوردن. برا همین چشمشون قرمز شده بود و داشتن از حال میرفتن. در همین حین شروع کردن با هم به رقص و آواز و ...  (اینا رو که مینویسم میترسم خانمم ببینه، برا همین هرچه سریعتر باید پاکشون کنم.!!!!!!!!!)

بالا رفتیم ماست بود پایین اومدین آب بود دست شما درد نکنه.

فعلاً

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/13ساعت 0:59  توسط حمید  | 

سفرنامه تایلند قسمت دوم

 

بعد از رسیدن به بانکوک دو گروه می­شوید، کسانی که با تور آمده­اند و کسانی که بی تور، اونا که با تور نیومدند که هیچی، خودشون باید تاکسی بگیرند و یه جایی رو دست و پا کنند. توی تاکسی گرفتن عجله نکنید. میتونید با قیمت خوب و با کمی صبر، مسیر زیاد فرودگاه به داخل شهر رو حتی با اتوبوس و با هزینه کمتر طی کنید. توی این موقعها آدم عجله می کنه و نتیجه­اش چیزی نیست جز اتلاف پول.

اما اونایی که با تور اومدند، دو شرکت هستند که اونها رو پشتیبانی می کنند، هماتور و پرنسس­تور. ما گیر هماتور افتاده بودیم. به هر حال جلو درب خروج(درب خروجی که بعد از سالن تحویل چمدانها هستش) اونها منتظر شما هستند.

در همین حال که منتظر چک شدن هستید خیلی از ایرانی هایی رو که توی فرودگاه امام دیده بودید رو می بینید که از زمین تا زیرزمین عوض شده­اند.

خیلی­هاشون توی ایران هم همین­طور بوده­اند اما شرایط بهشون اجازه نمی­داده که این طور بشن. اما خیلی­های دیگه رو هم جوّ گرفته بود. یعنی وقتی این خانمهای تهرونی که به قول خودشون با کلاس بودند رو می دیدند جو می­گرفته­شون و اونا هم هرچی دیگه راه داشت آره. اما باور کنید خود خارجیها هم از این کار اینها تعجب می­کردند. تو دبی هم دقیقا همین­طور بود. انگار از باغ وحش فرار کرده بودند. همین­ها وقتی محرّم میشه میرن مسجد (البته اگه برن) یه کمی برای امام حسین گریه می­کنن تا راحت بشن، یعنی این جور کاراشون هم برای خدا یا ائمه نیست بلکه برای سبک شدن خودشونه و فکر می­کنند هر کاری که کرده بودن دیگه خدا بخشید و خوب از اول.

بعد از استقبال از شما اسمتون و هتلتون و... رو چک می­کنند و بعد غالباً یه سیم کارت رایگان همونجا به شما میدن که خیلی توش شارژ داره به اندازه­ای که یه زنگ بزنید و بگید من رسیدم، همین. برای شارژ اونها میتونید به مغازه­هایی مثل همین موبایل­فروشی­های خودمون مراجعه کنید که به راحتی قابل دسترسی هستند. برای زنگ زدن به ایران اول کد ایران یعینی 0098 یا کد 00998 رو گرفته وبعد شماره مورد نظر رو میگیرید. اگه موبایل بود صفر اولش رو نمیگیرید و اگه تلفن ثابت بود صفر اول کد شهر رو نمیگیرید. مثلا

تلفن به موبایل:   00989122222222

تلفن به تلفن ثابت: 0098216666666

خوب دور نشیم. بعد از کنکاش اسمها و هتلها هرکسی رو طبق هتلش جابجا میکنند و سوار اتوبوس یا مینی بوس می کنند. وقتی اتوبوس راه افتاد و داخل شهر شد با بانکوک آشنا میشید. بانکوک کجا و تهران کجا.

بانکوک از نظر وسعت حدوداً 3 برابر تهرانه و حدود 14 میلیون نفر هم جمعیت داره. اما در یک مقایسه غیرتخصصی و تنها با مشاهدات تجربی به این نتیجه رسیدم که بانکوک حدود 20 برابر تهران انواع پل، منوریل، مترو و... در زمینه حمل و نقل داره. وقتی به هتل رسیدم از فرط خستگی که اون اصفهانیها برام ایجاد کرده بودند تا ظهر افتادم. ما ساعت 9:45 از تهران حرکت کرده بودیم، حدود 6 ساعت هم تو راه بودیم، تایلند هم 3:30 از ما عقب­تره، یعنی ساعت 9:45 شب ما، ساعت6:15 بعداز ظهر در اونجاست. ساعت 5 صبح رسیده بودیم به فرودگاه، با جمع و جور کردن وسایل و انجام معارفات اولیه با مسئول تور در فرودگاه و حرکت به سوی هتل تقریبا ساعت شده بود 9 صبح. از ساعت 9 تا 1 خوابیدم. بعد از بیدار شدن یه سر فتم لابی هتل و شرایط و امکانات رو یه دید زدم. بعد با راهنمایی یکی از افراد هتل به اون ور خیابون رفته و دلارهایی که آورده بودم رو به بَت(واحد پول تایلند) چنج کردم. اسم این مغازه­ها Exchange Money بود، هر نوع پولی که داشته باشید دلار آمریکا یا استرالیا، یورو، درهم امارات کرون و پوند و... به هر حال از این نظر نگران نباشید که چه نوع پولی با خودتون ببرید. تقریبا همه جا هم مستر کارت و ویزا کارت و واز این نوع قبیل کارتها رو هم قبول می­کردند.

نام هتل ما، هتل مندرین بود. هتلی 3 ستاره و تقریبا خوب و تمیز، صبحانه­اش هم خوب بود. اما با شرایطی که من سنجیدن هتل فرست (First) از همه هتلهای 3 ستاره از لحاظ مکانی بهتر بود، اما از لحاظ درون هتل اون رو ندیدم اما اگه دوباره به بانکوک برم مطمئنا این هتل رو انتخاب می کنم. دلیلش اینه که نزدیک به تمامی مراکز خرید هستش، هم بازار پنتونم، هم بازار بزرگ فروش قطعات الکترونیکی و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 13:31  توسط حمید  | 

سفرنامه تایلند قسمت 1

منظره کنار هتل مونتین که خودم عکس گرفتم.

سفرنامه تایلند

 

قرار بود ساعت 8 شب پرواز کنیم.

هنوز با اون همه تحقیقات باز هم دقیقا نمی دونستم کجا دارم میرم. اسم تایلند مثل اینکه زیادی خوش یمن نبود؛ چون همین که می گفتی دارم میرم تایلند عکس العملهایی رو میدیدی که انگار داری میری دیسکوی کاملا سکس. برای همین خیلی از کسانی که با ما بودند هرکدام به یه بهونه سر زن یا خانواده­شون رو گول مالیده بودند. یکی می گفت: من الان اهواز هستم(یعنی گفتم دارم میرم اهواز)، یکی می گفت: من الان تاجیکستان هستم. یه زن و شوهرکه بر خلاف دیگر ایرانیهایی که مثل از زندان دررفته­ها همه چیزشان رو پایین کشیده بودند حجابشان خوب بود می گفتند: فامیل فکر می کنند ما الان مکه هستیم. ( پس موقع اومدن گل و شیرینی و سلام و صلوات در انتظارشان خواهد بود. زیارت قبول!!!!)

به هر حال کتابی رو با عنوان «راهنمای سفر به تایلند» خریداری کردم اون هم با چه قیمتی. انگار از کتابخونه نیویورک خریدی، که البته مطالبش بد نبود، بد نبود چون در مورد مکانهای دیدنی و تورهای داخلی اصلا یا خیلی کم توضیح داده بود. برای آشنا شدن با تایلند میتونه خوب باشه که من تو همین سفرنامه سعی میکنم از اون کتاب و تجربیات خودم و بروشورهایی که از اونجا آوردم اطلاعاتی رو که براتون مفید باشه بگم تا جای دیگه علاف نشید. برای خرید اون کتاب هم میتونید همین عنوانی رو که گفتم در گوگل جستجو کنید.

 

اما دو توصیه قبل از هر چیزی

اولا اینکه هر کسی بلیط هواپیمایی ماهان رو برای بانکوک بخره، خود شرکت ماهان براش رایگان ویزا میگیره. پس فریب برخی آژانسهای محترم کلاهبردار رو نخورید و پول اضافه ندید.

دوما به نظر من اگه بدون تور برید بهتره، هم از لحاظ هزینه و هم از لحاظ دیگر مسائل. البته حتما دو نفر باشید. توی بانکوک که می رسید انواع و اقسام آدمها توی فرودگاه هستند که هتل و ... به شما پیشنهاد می کنند. به هر حال اگه من دوباره رفتم حتما بدون تور می رم چون پول مفتی می گیرند.

یه نکته دیگه بهتون عرض کنم که من سعی کردم یه آدم تقریبا مذهبی باشم، برای همین اگه نوشتنم باب مذاقتان نبود میتونید برید جای دیگه. برای همین با دید خودم مشاهداتم را بیان می کنم. البته سعی می کنم کمی با طنز و دیدگاههای دیگران هم مخلوط بشه.

توی فرودگاه سه نفر رویت شدند. خداداد عزیزی و مهدی هاشمی نسب که داشتند می رفتند دبی، و جواد رضویان که داشت بر می گشت اما از کجا؟ اگه گفتید!!! منم نمیدونم.

توصیه می کنم توی فرودگاه و قبل از سوار شدن به هواپیما حتما دستشوییهایی فرودگاه رو زیارت کنید که خیلی با صفاست. حالتون جا میاد.

پرواز ساعت 8 بود اما ساعت 45/9 پرواز کرد. هواپیمای بویینگ 747 بود، اما قبلاً گفته بودند که ایرباس است. حدود یک ساعتی یکی از بالهای هواپیما خراب بود که میکانیک آورده بودند تا درستش کنه. یه 45 دقیقه هم یکی از مسافران محترم مشکلی داشت که موجب تلف شدن و خستگی دیگران شد. حدود 6 ساعت هم پرواز طول کشید.

اما در هواپیما:

1- جای نشستن خیلی تنگ بود مثل اینکه توی یه وانت سه نفر نشسته باشند.

2- یه زن و شوهر اصفهانی پیش من نشسته بودند که چشمتون روز بد نبینه، 6 ساعت پرواز به علاوه تاخیر و ... حدود 9 ساعت یه ریز حرف می زدند. گوشمو کر کردند. 40 دقیقه با هم دعوا می کردند و 20 دقیقه با هم دوست بودن. و این برنامه ادامه داشت تا بانکوک. علاوه بر اون، هی برای همدیگه کلاس میذاشتند. مرده می گفت: آره، اون دفعه تو ایتالیا چه هواپیمایی سوار شدیم و...، زنه می گفت: بابا، هواپیمای امارات خیلی بهتر بود و.... به هر حال مثل اینکه عقده داشتند و داشتند عقده شون رو خالی می کردند.

3- برنامه پذیرایی عالی بود. هرچند هواپیمایی تایلند سریعتر می رسیدند، اما این هم خوب بود. چسبید.

4- برای رسیدن به مقصد آرزوها (تایلند= البته برای مجردها) از کشورهای پاکستان، هندوستان، میانمار و دریای هند عبور کردیم که هر لحظه می ترسیدیم که الانه که بیفتیم تو آب، کوسه ها هم دستمالشون رو بستند و قاشق و چنگالشون رو بهم می مالند و میگن: بیفت، بیفت.

5- قبل از رسیدن به تایلند برگه­ای را به شما می دهند که باید پر کنید. این برگه در دو نسخه است. نسخه اول را به هنگام ورود از شما می گیرند و نسخه دیگر را به گذرنامه چسبانده می­کنند و به هنگام خروج آن را از گذرنامه کندن می­کنند. نمونه اون رو اگه تونستم گیر بیارم براتون میذارم.

6- سعی کنید برای داخل هواپیما خودتون رو آماده کنید. یعنی یه جوری خودتون رو سرگرم کنید. برای افرادی مثل من که تنهابودند مهمّه. اگه چند نفر باشید دیگه خیلی راحتید، اما اگه تنها باشید باید مثل همون اصفهونیها رو تحمل کنید. البته همه اصفهونیها این طور نیستند اما اینا گیر ما افتادند. (همه رو برق میگیره ما رو چراغ نفتی)

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 19:0  توسط حمید  | 

آنچه يك گردشگر بايد بداند

 

آنچه يك گردشگر بايد بداند و...!

ميترا يزدچي

سفر و گردشگري همان قدر كه مي‌تواند باعث تسكين روح و روان باشد، مي‌تواند با بروز هرگونه مشكلي به خصوص براي خانواده‌ها، به بدترين خاطره زندگي فرد تبديل شود. براي اينكه سفري خوش با خاطرات شيرين داشته باشيد، لازم است قبل از سفر مقدماتي را فراهم كنيد. در سفرهاي شخصي تهيه اين مقدمات به عهده بزرگترهاي خانواده و شامل حاضر كردن وسايل موردنياز سفر و وسيله نقليه است، ولي در سفرهاي گروهي مدير گروه اطلاعاتي به شما مي‌دهد كه حتما مورد نياز شما است.
با اين وجود اگر شما بخواهيد با توجه به اطلاعاتي كه اين دفاتر خدمات مسافرتي در رسانه‌ها درج مي‌كنند سفري را انتخاب كنيد با اصطلاحاتي مواجه مي‌شويد كه به ظاهر ساده هستند ولي مي‌توانند با كمي بي‌دقتي سفر شما را دستخوش تغييرات جدي كنند. بنابراين اگر مي‌خواهيد سفري خوش و راحت داشته باشيد و با توجه به موقعيتي كه داريد از حداكثر فرصت‌هاي سفرتان استفاده كرده و مشكل خاصي نداشته باشيد به اين نكات توجه كنيد.

موسسات مرتبط با گردشگري و وظايف آنها

اگر اجزاي تشكيل دهنده تور را به سه بخش فروش به مسافر در مبدا، حمل مسافر از مبدا به مقصد و سرويس‌دهي به مسافر در مقصد، تقسيم كنيم آن گاه موسساتي كه بايد با همكاري و مساعدت يكديگر اين اجزا را با هم تركيب كرده و تلاش كنند تا شرايط مناسبي را براي مسافران فراهم آورند، عبارت خواهند بود از:

آژانس مسافرتي: آژانس مسافرتي مسووليت فروش تور و راهنمايي مسافران را جهت خريد تورهاي مورد درخواست خود با توجه به مقصد و بودجه در نظر گرفته شده به عهده دارند.

شركت‌هاي حمل‌ونقل مسافر: اين مراكز مسووليت حمل‌ونقل مسافران از مبدا به مقصد و بالعكس را بر عهده داشته و به چهارصورت عمده هوايي (ايرلاين‌ها)، زميني (خودروهاي گردشگري)، ريلي (راه‌آهن) و دريايي (كشتي) وجود دارند.
آژانس كارگزار: موسسه‌اي كه مسووليت ارائه سرويس‌هاي لازم در مقصد از قبيل رزرو هتل، ترانسفر فرودگاهي، ارائه گشت‌هاي محلي، به كارگيري راهنمايان محلي تور و... را عهده‌دار است و معمولا توسط تور اپراتورها انتخاب مي‌شود.
تور اپراتور: علاوه بر موسسات فوق، امروزه مي‌توان از تور اپراتورها نيز به عنوان يكي از مراكز اصلي و تاثيرگذار در صنعت گردشگري نام برد. اين موسسات مسووليت هماهنگ‌كردن اجزا تشكيل‌دهنده تور را به عهده دارند. تور اپراتور را مي‌‌توان توليدكننده تور ناميد، زيرا با خريد مواد اوليه (پرواز، هتل و...) كه تاريخ مصرف مشخصي دارند، اقدام به توليد تور كند.
تور اپراتورها پس از عقد قرارداد با موسسات مورد اشاره در سه بند فوق و توليد پكيج‌هاي مسافرتي، خدمات خود را با قيمت‌هاي رقابتي و به صورت عمده به مراكز فروش خدمات به مسافر در مبدا (آژانس‌هاي مسافرتي كه پيش از اين معرفي شد) ارائه مي‌كنند.

هتل‌ها و مراكز اقامتي: هتل‌ها و مراكز اقامتي يكي از اركان اصلي تور محسوب مي‌شوند و معمولا اختلاف در درجه و تعداد ستاره‌هاي هتل منجر به اختلاف قيمت در تور مي‌شود و ليكن در تورهاي خارجي به واسطه قوانين و مقررات كشورهاي مقصد ممكن است كه هتل‌ها نتوانند يا نخواهند كه مستقيما با برگزاركنندگان تور در كشورهاي ديگر كه قصد اعزام گردشگر به هتلشان را دارند، قرارداد منعقد كنند، لذا در اين حالت آژانس‌هاي كارگزار مستقر در مقصد اين وظيفه را به عهده خواهند گرفت.
انواع آژانس‌ها يا دفاتر خدمات مسافرتي موجود در ايران

به استناد بندهاي الف، ب و پ ماده يك آيين‌نامه نظارت بر تاسيس و فعاليت دفترهاي خدمات مسافرتي، سياحتي، جهانگردي و زيارتي موضوع تصويب‌نامه شماره 14404/ت 23203ها مورخ 5/4/1380 هيات وزيران، آژانس‌هاي مسافرتي به سه دسته زير تقسيم مي‌شوند:

الف) آژانس‌هاي مورد اشاره در بند الف ماده يك آيين‌نامه فوق‌الذكر كه تحت نظارت مستقيم سازمان هواپيمايي كشوري هستند و وظيفه اصلي آنها فروش بليت خطوط مختلف هوايي داخلي و خارجي است.

اينگونه دفاتر نه تنها به هيچ عنوان حق برگزاري تور را ندارند بلكه حق فروش تورهاي ساير دفاتر برگزاركننده را نيز ندارند چرا كه اساس مجاز به عقد قرارداد تور با مسافر نيستند. ضمنا اين نوع از آژانس‌هاي مسافرتي با رعايت آيين‌نامه‌ها و ضوابط مربوطه مي‌توانند به عضويت ياتا (IATA) درآيند كه به اينگونه دفاتر اصطلاحا آژانس‌هاي دارنده مجوز بند الف گفته مي‌شود.
ب) آژانس‌هاي مورد اشاره در بند ب ماده يك آيين‌نامه فوق‌الذكر كه تحت نظارت مستقيم سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هستند و وظيفه اصلي آنها برگزاري انواع تورهاي داخلي و خارجي، رزرو هتل، اخذ ويزا و ساير فعاليت‌هاي مرتبط با صنعت گردشگري است. اينگونه دفاتر حق برگزاري تور در مسير عربستان (حج)، سوريه و عراق را ندارند كه به اينگونه دفاتر اصطلاحا آژانس‌هاي دارنده مجوز بند ب گفته مي‌شود.

پ) آژانس‌هاي مورد اشاره در بند پ ماده يك آيين‌نامه فوق‌الذكر كه تحت نظارت مستقيم سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هستند و وظيفه اصلي آنها برگزاري انواع تورهاي داخلي و خارجي، رزرو هتل، اخذ ويزا و ساير فعاليت‌هاي مرتبط با صنعت گردشگري است. اينگونه دفاتر حق برگزاري تور در مسيرهاي غير زيارتي را ندارند كه به اينگونه دفاتر اصطلاحا آژانس‌هاي دارنده مجوز بند پ گفته مي‌شود.

نكته مهم اينكه آژانس‌هاي مسافرتي موجود در كشور مي‌توانند هر يك از مجوزهاي مذكور را به طور مجزا و يا تركيبي از دو يا هر سه مجوز داشته باشند. در آن صورت آژانس مربوطه به طور همزمان تحت نظارت مستقيم تمامي سازمان‌هايي قرار خواهد داشت كه مجوزهاي خود را از آنها دريافت كرده است.

اصطلاحات مربوط به سن مسافر

بزرگسال adult: به افراد بيش از 12 سال اطلاق مي‌شود و با علامت اختصاري ADL نشان داده مي‌شود.
اطفال 6- 2 سال
child: كودكاني هستند كه معمولا در هتل‌ها به آنها تخت اختصاص نمي‌يابد و با علامت اختصاري 2-6 CHD نشان داده مي‌شود.
اطفال 12-6 سال
child: كودكاني هستند كه معمولا در هتل‌ها به آنها تخت از نوع سفري اختصاص مي‌يابد و با علامت اختصاري 6-12 CHD نشان داده مي‌شود.
نوزاد
Infant: به كودكان زير دو سال اطلاق مي‌شود كه معمولا در هتل‌ها به آنها تخت اختصاص نمي‌يابد و با علامت اختصاري INF نشان داده مي‌شود.
اصطلاحات به كار رفته هنگام نرخ‌گذاري تور
پكيج يا بسته: به مجموعه امكانات و سرويس‌هايي اطلاق مي‌شود كه در تور گردآمده و به صورت بسته مسافرتي به مسافران ارائه مي‌شود. اين امكانات و سرويس‌ها ممكن است شامل بليت هواپيما، اتوبوس يا قطار،اقامت در هتل به تعداد شب‌هاي مورد نظر، حمل‌و‌نقل از فرودگاه مقصد به هتل و بالعكس، گشت‌هاي محلي، راهنما، بيمه و ... باشد.
قيمت
SGL؛ (Single room): قيمت به ازاي يك بزرگسال در اتاق يك‌نفره
قيمت
DBL؛ (Double room): قيمت به ازاي هر نفر بزرگسال در اتاق دونفره كه به هر نفر يك تخت استاندارد تعلق مي‌گيرد.
قيمت 6-2
CHD؛ CHildren: قيمت به ازاي هر كودك 6-2سال مشروط به اقامت در اتاق والدين بدون حق استفاده از تخت مجزا.
قيمت 12-6
CHD: قيمت به ازاي هر كودك 6 تا 12 سال مشروط به اقامت در اتاق والدين با حق استفاده از تخت مجزا، تخت سفري (Extra bed) اين اطفال بنا به درخواست والدين خود مي‌توانند بدون استفاده از تخت سفري در اتاق والدين خود اقامت كنند مشروط بر اينكه مغاير با مقررات هتل نباشد.
قيمت
TPL؛ Triple room: قيمت به ازاي هر نفر بزرگسال در اتاق سه‌نفره كه به هر نفر يك تخت استاندارد تعلق مي‌گيرد.
قيمت
  Infant)INF): قيمت به ازاي هر كودك زير 2 سال (نوزاد) مشروط به اقامت در اتاق والدين و بدون حق استفاده از تخت مجزا (No bed) معمولا در محاسبه نرخ تور، بابت اقامت نوزاد در هتل مبلغي دريافت نمي‌شود.
اصطلاحات مربوط به سرويس‌هاي قابل ارائه در مقصد (
Airport Transfer)؛ ترانسفر فرودگاهي: حمل‌و‌نقل مسافر از فرودگاه به هتل و بالعكسCity Tour؛ گشت شهري: يك گشت تمام روز و يا نيم‌روز به منظور بازديد از نقاط ديدني و يا استفاده از امكانات تفريحي شهر مقصد است. در بعضي از پكيج‌هاي تور اين نوع گشت جزيي از تور بوده و هزينه آن در محاسبات قيمت پكيج لحاظ شده است.
Tour Guide؛ راهنماي تور: راهنماي تور و تورليدر است كه با داشتن اطلاعات كافي از مقصد مسووليت برگزاري گشت‌ها، حل‌و‌فصل مشكلات مسافران در مقصد را به عهده دارد. وجود راهنماي تور از ضروريات هر تور بوده و بايد مسافران قبل از رسيدن به مقصد از مشخصات راهنما و نحوه دسترسي به آن اطلاع داشته باشند.
OPTIONAL TOURS؛ گشت‌هاي انتخابي: به آن دسته از گشت‌هايي اطلاق مي‌شود كه هزينه آن در پكيج تور لحاظ نشده و مسافران مي‌توانند در صورت تمايل به استفاده از آنها پس از مشورت با تور ليدر خود نسبت به خريد اقدام كنند. بديهي است اين گونه گشت‌ها معمولا توسط آژانس كارگزار مستقر در مقصد برگزار مي‌شود.
DOMESTIC FLIGHT، پرواز داخلي: پروازهاي داخلي هستند كه در مسير دو شهر از كشور مقصد صورت مي‌گيرد و در مواردي كاربرد دارد كه پكيج تور شامل بازديد از دو شهر با مسافتي طولاني است. در اين صورت بليت پرواز داخلي توسط برگزار كننده از قبل تهيه مي‌شود.
فصول كاري گردشگري
بخش گردشگري مانند برخي مشاغل علاوه بر فصول متداول سال، فصول كاري نيز دارد. اين فصول نام‌هايي خاص داشته و هر كدام موقعيتي را براي دست‌اندركاران اين حوزه ايجاد مي‌كنند.
HIGH SEASON؛ فصل شلوغي،LOW SEASON؛ فصل خلوتي: در اين دو واژه فصل به معناي فصل‌هاي سال يعني سه ماه نيست و در كشورهاي مختلف هم متفاوت است.به عنوان مثال تعطيلات 22 بهمن و يا نوروز فصل شلوغي گردشگري ايران است. در صورتي كه چند روزي بيشتر به طول نمي‌انجامد از طرفي معمولا اين فصول براي مقاصد گوناگون متفاوت حتي متضاد است. به عنوان نمونه در بازار ايران، رفتن به تركيه در زمستان، LOW SEASON است حال آن كه در همين زمان رفتن به كشورهاي امارات متحده عربي HIGH SEASON است.
در فصول خلوتي (
LOW SEASON) موسسات مرتبط با گردشگري به خاطر گذار از اين فصل و جلوگيري از لطمات ناشي از ركود بازار معمولا امتيازاتي را به مسافران ارائه مي‌دهند كه بخشي از آنها عبارتند از:
 بعضي از هتل‌ها با علم به اين كه تخت اضافي بچه‌ها نرخ مشخصي دارد، با اين وجود به لحاظ ارائه خدمات مطلوب و تبليغات براي فصول شلوغ از دريافت وجه اضافي جهت تخت بچه‌هاي زير 12 سال صرف‌نظر كرده و يا تخفيفات بسيار زيادي را به ميهمان مي‌دهند.

خطوط مسافرتي هوايي، زميني، ريلي هتل‌ها و آژانس‌ها به دلخواه خود نرخ‌هايي نازل‌تر از نرخ‌هاي معمولي براي مسافران قائل شده واين تخفيف به موقعيت، فصل كار، ميل و اراده آنان بستگي دارد.
 تخفيف براي مسافران گروهي به خصوص براي گروه‌هايي كه سعي كنند در فصل‌هاي خلوتي براي خطوط مسافرتي هوايي، زميني و ريلي، هتل و آژانس‌هاي مسافرتي جمعي يا توريستي جلب كنند.
 در هتل‌ها و به خصوص هتل‌هاي كنار دريا،‌ مساله تخفيف از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا در فصل خلوتي هتل‌هاي كنار، شايد اين بهترين ابزار جهت جذب بخشي از ميهمانان باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/09ساعت 21:17  توسط حمید  | 

اطلاعات سفر به ترکیه (استانبول) 4

مراكز خرید استانبول

استانبول محبوب علاقه‌مندان به خرید است،‌ اولویت با فرش‌ها و گلیم‌ها، البسه مرغوب (آنچه در ایران به نام لباس تركیه‌ای می‌یابید اكثراً تولید وطنی است)، و لوكوم است و سپس سرامیك‌ها و جواهرات و صنایع‌دستی. قیمت‌ها مناسب و انتخاب‌ها گسترده است، از استانبول دست خالی به خانه بر‌نمی‌گردید.
لوكوم نوعی شیرینی معروف تركی در طعم‌های گوناگون است، آنرا تازه تهیه كنید. در میدان استقلال شیرینی‌فروشی‌های بسیاری را برای تهیه لوكوم و حلوا خواهید یافت.
سنگ یمانی استانبول نیز شهرت جهانی دارد، از جواهری‌های استانبول سراغش را بگیرید.
فروشگاه‌ها ممكن است روزهای یكشنبه تعطیل باشند. اكثر مجتمع‌های تجاری در بدو ورود به بازرسی امنیتی، از همان نوعی كه در فرودگاه‌ها اعمال می‌شود، می‌پردازند.

 

بازار بزرگ (كاپالی چارشی)

آدرس
تركیه، استانبول، بازار كاپالی چارشی
سایت وب
www.kapalicarsi.org.tr
ساعات كار
دوشنبه تا شنبه از ۸:۳۰ صبح الی ۷ بعدازظهر
رده
بازار سنتی، بازار سرپوشیده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 17:58  توسط حمید  |